تبلیغات اینترنتیclose
روزيکه:در خود کشاندي آسمان را بادبان را( احسان افشاری )
پیچک ( احسان افشاری )
شعر و ادب پارسی

ehsan afshari احسان افشاری



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 12 دی 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


اثری ماندگار از : احسان افشاری

 

« روزيکه »

 


در خود کشاندي آسمان را بادبان را
حتي ندادي فرصت رنگين کمان را

مي خواستي از خون من دستي بشويي
در برکه رقصاندي تمام ماهيان را

روزي که با هم چاي نوشيديم با هم
من ديده بودم جام هاي شوکران را

روزي که در بن بست چتر ت را گشودي
من خوانده بودم انتهاي داستان را

روزي که گفتي هيچ کس مانند من نيست
حس کرده بودم سايه هاي ديگران را

روزي که بر من يادگاري مي نوشتي
من مي شنيدم ضربه هاي توامان را . . .

**

بر سر دو تا چتر اناري مي گرفتيم
در باغ ناپيدا قناري مي گرفتيم

از شير سنگي ها سواري مي گرفتيم
نگام دوري بي قراري مي گرفتيم

من شعله کبريت را حس کرده بودم
آن شب که عکس يادگاري مي گرفتيم ...


**

اي خانه ات آباد ويرانم نخواهي
آه اي پري صورت پريشانم نخواهي

اشکال نا مفهوم فنجانم نخواهي
من اتشم  سر در گريبانم نخواهي

آدم شدم تا دستهايت را  ببوسم
آدم شدم گرگ بيابانم نخواهي

**

خود را ميان جنگ پيدا کرده بودم
با قلب تو آهنگ پيدا کرده بودم

آيينه را در سنگ پيدا کرده بودم
درياي آبي رنگ پيدا کرده بودم

در ياي مرواريد خالص بودي اما
در ساحلت خرچنگ پيدا کرده بودم

**

بانو نبودي سر کشيدم شوکران را
پشت قدم هايت شکستم استکان را

 گرگ بياباني شدم در کوچه هايت
 دندان گرفتم بغض هاي ناگهان را

قلبم مزار تير هاي ناگوار است
من مي شناسم يک زن ابرو کمان را

**

من مي شناسم ميهماني را که با عشق
در شام اخر کشت مرد ميزبان را

سر هاي بي جرم و جنايت بي شمار است
 انجا که اوبرشانه ريزد گيسوان را

از دشت هاي سبز گفتي راست گفتي
من مي شناسم قله آتشفشان را

**
آتشفشان هاي يخي را دوست دارم
من حوريان دوزخي را دوست دارم

وقتي که در سرماي زير ضفر باشم
برگردنت شال نخي را دوست دارم

دردا که دست ديگري در کار ديدم
شال نخي را هم طناب دار ديدم


**

در پيش رويت خنده هاي گوش کر کن
پشت سرت يک بغض آدم خوارديدم

پشت سرت از دست مي دادم زمان را
پشت سرت مردار ديدم کهکشان را

با دست تو درياي طوفان ساختم من
بادست خود پايين کشيدم بادبان را


**

درد است وقتي ماه را  در دست داري
در زير پا گم کرده باشي نردبان را

ميخواهد از خورشيد چشمت را بپوشد
آن کس که مي بخشد بدستت سايبان را

باران شدي بند آمدي فرصت ندادي
در زير چترت ديده باشم آسمان را

 

« احسان افشاري »

دکلمه روزیکه : احسان افشاری( صوتی) دانلود کنید

تصویر بزرگتر در سایت آپارات کانال پیچک اینجا ببینید

 

برچسب ها : ,

موضوع : دکلمه:روزیکه،احسان افشاری, | بازديد : 31