تبلیغات اینترنتیclose
من ريزه کاريهاي بارانم ( احسان افشاری )
پیچک ( احسان افشاری )
شعر و ادب پارسی

ehsan afshari احسان افشاری



نوشته شده در تاريخ جمعه 13 دی 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


من ريزه کاريهاي بارانم
در سرنوشتي خيس مي مانم

از آستينم نفت مي ريزد
کبريت روشن کن بسوزانم

ديگر درونم يخ نمي بندي
بهمن ترين ماه زمستانم

رفتي که من يخچال قطبي را
در آتش دوزخ برقصانم ؟

رفتي که جاي شال در سرما
چشم از گناهانت بپوشانم ؟

اي چشمهاي قهوه قاجاري
بيرون بزن از قعر فنجانم

از کوچه هاي چرک مي آيم
در باز کن سر درگريبانم

درباز کن شايد که بشناسي
نت هاي دو لا چنگ هذيانم

يک بي کجا در مانده از هر جا ،
سيلي خور ژن هاي خودکامه ،
صندوق پُست پَست ِ بي نامه ،
يک واقعا در جهل علامه ،

يک واقعنتر شکل بي شکلي ،
دندانه هاي سين احسانم

دندانه ام در قفل جامانده
هر جور مي خواهي بچرخانم . . .

 

 

 احسان افشاري

برچسب ها : ,

موضوع : پنچره دوم, | بازديد : 436